تبليغاتX
در میان این همه دوباره تنهایم بدون تو

در میان این همه دوباره تنهایم بدون تو

آستان نیاز

فلسفه ی دعا

 

 

 

                                                         امّا فلسفه ي دعا

 

فلسفه دعا دردوبخش قابل توضيح است:

فلسفه و هدف نهايي از دعاكردن اجابت نيست. اصولاَ اجابت و گرفتن پاسخ يكي از فوايد مهم دعا است ولي هدف نبوده و نيست بنابر دلايل زير :

1- اگر فلسفه و هدف دعا فقط اجابت باشد از هركسي كه بتواند خواهش ما را اجابت كند مي توان درخواست كرد و اين با روح توحيد كه نفي عبوديت غيرخداست مخالف است.

2- اگر فلسفه و هدف دعا، اجابت و گرفتن حاجت و پاسخ باشد و خداوند سبحان فقط بدين منظور فرمان به دعا داده باشد؛ ديگر تأخير دراجابت معني ندارد و تأخير در اجابت از جانب خداي حكيم (معاذالله) كاري عبث و بيهوده است كه صدالبته چنين نيست .

درمجموع فلسفه ي دعا، ازبين بردن و ميراندن روح كبر و استكبار درانسان است و كبر و برتري طلبي همراه با غرور بيجا ، عامل مهم دعانكردن و عدم درخواست شخص از خداوند متعال مي باشد تا آنجا كه شخص خود رابالاتر از آن مي داند كه درمقابل خداوند سربرخاك نهد و با زاري و دستهاي بازهمچون گدايان از او چيزي بخواهد. اصلاَ او خود را بالاتر از آن مي داند كه خواهش و تمنا كند واين همان كبراست.

 

نكته ديگر آنكه دعا ، عامل توجه به توحيد باريتعالي و يأس از غيرخدا است. اصولاَ همه ي انسانها درتمام ادوار تاريخ ، اكثراَ اعتقاد به مبدأ خالق داشته اند؛ اما درشناخت و پيروي از او دچار انحراف گشته اند. شريك قراردادن براي او ، واسطه قراردادن براي رسيدن و پيوند با او و با تفويض خدايي به آنچه لياقت خدايي ندارد از جمله اين انحرافات است.

 

هدف از دعا كردن نيز توجه به همين امر مهم است و دعاكننده اي كه به توحيد بي توجه باشد دعايش دعانيست و مورد قبول واقع نخواهد شد. خداوند دعاي كسي را پاسخ مي دهد كه از همه چيز ، بجز خداوند مأيوس شده باشد و رجا و اميدش فقط به پروردگار باشد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مهر 1386ساعت 11:30 بعد از ظهر  توسط محمدجواد ایوانی  | 

معنا و مفهوم دعا

ضمن عرض سلام موضوع : دعا
دعا در لغت : خواندن ، کسی را صدا زدن
در اصطلاح شرع: خواندن بنده است خدای خویش را ، خواه به منظور در خواست حاجتی از حوائج خویش ، یا صرفا به خاطر بر قرار نمودن نمودن رابطه عبودیت
بر گرفته از لغت نامه تبیان - www. library. tebyan. net
در قرآن : سوره ابراهیم آیه 40
( رب اجعلنی مقیم الصلوة و من ذریتی ربنا و تقبل دعاءربنا .... )
بر گرفته از لغت نامه دهخدا : دعا : به معنای طلب دانی ( پست ) از عالی است
در اصطلاح به در خواست یاری انسانها از خدایشان اطلاع می شود .
منبع : میزان الحکمه : نویسنده : محمدی ریشهری: ذکر احادیث ائمه در باره دعا
اصول کافی : چ 3:ج 2 . ص: 556: دار الکتب الاسلامیة : ذکر مجموعه احادیث از اهل بیت در مورد دعا
کتاب الدعاء : مرتضی مطهری : ترجمه : هاشم محمد ، قم ، 1402 ه . ق
ابتدا در مورد تاثیردعا در روح و راه رسیدن دعا به قلب است
و مهمترین شرطهای استجابت دعا را ایمان به اجابت دعا می داند.


 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 10:26 قبل از ظهر  توسط محمدجواد ایوانی  | 

معنا و مفهوم ذکر

 

ذکر یاد کردن و به خاطر آوردن است و در عین حال چون منتقدان به شریعت ذکر را به کار ببرند مراد و مقصود آنان همان خداوند بزرگ است . و همچنین قرآن و دیگر کتب آسمانی را بدین اعتبار ذکر می گویند که یاد آور حق است .تذکر و تعلم دو کلمه اند که در قرآن آمده اند ، تذکر یاد آوردن و تعلم یاد گرفتن است. تعلم در جایی در جایی بکار میرود که فرد هیچ گونه اطلاعات و آگاهی پیشین نداشته ولی تذکر در جایی بکار می رود که فرد موضوعی را دقیقا دانسته و نسبت به آن آگاهی داشته ولی به دلایل مختلفی آن موضوع را از یاد برده و به دست فراموشی سپرده است . لذا در تعلم ابتدا دانستن است سپس یاد گرفتن و آموختن در حالی که در تذکر ابتداد دانستن و آگاهی است سپس فراموشی و از یاد بردن آن آگاهی و در آخر مجدداً به یاد آوردن آگاهی قبلی.برداشت های دیگری نیز از این واژه می شود که در اینجا لازو به ذکر نمیبینم . حالا معنای تذکر و تعلم را فهمیده ایم و به نتکته ای جالب می رسیم . در طول تاریخ انسان در مرور زمان خدا را از یاد برده است ( قوم  حضرت شیث ابتدا خداپرست بودند و از نعمات الهی به قدری استفاده بردند که دیگر خودشان را خدا می نامیدند و از کوهها برای خویش بت هایی می ساختند .که به عذابی دردناک گرفتار شدند . )و خداوند بزرگ با ارسال یک صدو بیست و چهار هزار پیغمبر یکی پس از دیگری ، از آدم تا خاتم ، فلسفه ای جز این منظور را نداشته که توسط این مردان الهی انسان ها متذکر آن حقیقت و میثاق فراموش شده باشند و دوباره آن عهد و پیمان را در خاطر آدمیان بیاورند و به دنبال آن همه را در آن خط که نهایتش پس از ذکر خدا به خود خدا منتهی می شود رهبر و رهنمون باشند تا بشر به کمال مطلوب و معهود ، و نهایت سعادتش در دنیا و آخرت نایل آید.

این مطالب رو از چند تا کتاب گرفتم . امیدوارم استفاده کنین.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مهر 1386ساعت 10:1 بعد از ظهر  توسط محمدجواد ایوانی  | 

اهمیت دعا برای خلق

 

انسان موجودی است که همواره محتاج به خداست و باید در همه احوال متوسَل به خدای تعالی شود و از وی به عنوان منبع فیوضات و کرامات استمداد کند. در مقابل، خداوند متعال نیز به انسان وعده استجابت داده است. چنانکه در سوره بقره می‌فرماید: "دعای هر کس را که مرا بخواند، اجابت می‌کنم." و نیز در سوره غافر می‌فرماید: "مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم."

بر این اساس دعا امری ضروری و فطری است و مساله‌ای است که خدا به آن دستور داده، انسان با دعا شایستگی گرفتن عطای حق را پیدا می‌کند چرا که دعا همان خواستن است و باعث گشایش کارها و نجات از هر غم و رنجی است چون بنا به گفته امام صادق علیه السلام دعا درمان هر دردی است، در واقع دعا و نیایش وسیله سریع و موثری است برای خودسازی و پیوند نزدیکی میان انسان و خدا است، چونکه بر اساس پاره‌ای از روایات محبوبترین کارها برای خدای تعالی در روی زمین، دعا است و امیرالمومنین علی علیه السلام نیز مردی بود که بسیار دعا می‌کرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 2:40 بعد از ظهر  توسط محمدجواد ایوانی  | 

هنوز فرصت هست...فرشته میگوید

گفتند:چهل شب حیاط خانه ات را آب و جارو کن .شب چهلمین ،

 

خضر (ع) خواهد آمد.چهل سال خانه ام را رُفتم و روبیدم و خضر (ع)

 

نبامد.زیرا فراموش کرده بودم حیاط خلوت دلم را جارو کنم.

 

گفتند:چله نشینی کن.چهل شب خودت باش و خدا و خلوت.شب

 

چهلمین بر بام آسمان خواهی رفت.و من چهل سال از چله ی بزرگ

 

زمستان تا چله ی کوچک تابستان را به چله نشستم ،اما هرگز بلندی را

 

بوی نبردم .زیرا از یاد برده بودم که خودت را به چهلستون دنیا زنجیر

 

کرده ام.

 

گفتند:دلت پرنیان بهشتی است .خدا عشق را در آن پیچیده است.پرنیان

 

دلت را واکن تا بوی بهشت در زمین پراکنده شود .

 

چنین کردم ،بوی نفرت عالم را گرفت .و تازه دانستم بی آن که با خبر

 

باشم ،شیطان از دلم چهل تکه ای برای خودش دوخته است .

 

به اینجا که می رسم ،نا امید می شوم.آن قدر که می خواهم همه ی سرازیری

 

جهنم را یکریز بدوم.

 

اما فرشته ای دستم را می گیرد و می گوید :هنوز فرصت هست ،به آسمان نگاه کن .

 

خدا چلچراغی از آسمان آویخته است که هر چراغش دلی است .دلت را روشن کن.

 

تا چلچراغ خدا را بیفروزی .فرشته شمعی به من میدهد و می رود.

 

راستی امشب به آسمان نگاه کن ،ببین چقدر دل در چلچراغ خدا روشن است.

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم مهر 1386ساعت 11:13 بعد از ظهر  توسط محمدجواد ایوانی  |